ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

264

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

بسيار ستايش كرده است ، و يكصد سال بعد يعنى در نيمهء دوم قرن سيزدهم ماركوپولوى ونيزى آنجا را بديد و پس از آن بتدريج جاى خود را به جزيرهء هرمز نزديك ساحل ايران داد و طولى نكشيد كه فراموشى بر آن پرده كشيد . 24 در اثناى يكى از اين سفرها در سال 1199 / 596 ه . ياقوت خبر يافت كه مالكش وفات يافته و او را آزاد كرده است ، و بدين سان آزاد و مختار شد . از آن موقع به بغداد اقامت گرفت و به شغل نسخه بردارى و فروش كتاب پرداخت . اين مطالب ما را به ياد صاحب الفهرست معروف ، كه در همين كتاب از او سخن داشته‌ايم ، مىاندازد . پس از آن به سال 1213 / 610 ه . جهانگردى آغاز كرد كه تا به هنگام درگذشت وى با فواصل بسيار كوتاه مدّت شانزده سال دوام داشت . بر اساس اشاراتى كه در كتاب آمده تصوّرى از سفرهاى او مىتوان داشت و ووستنفلد در اين قسمت سهم عمده دارد . ياقوت در راه شام و مصر از تبريز و موصل گذشت و سه سال بعد يعنى به سال 1216 / 613 ه . او را در دمشق مىبينيم كه از آنجا به سوى حلب و اربل سپس اروميه و تبريز و از آنجا به سوى ايران شرقى رفت . دو سال در نيشابور ماند و دل به دخترى از مردم آنجا داد . سپس از آنجا عازم هرات و سرخس شد و تا مرو رفت و مدت دو سال به كتابخانه‌هاى معروف شهر كه خيليها با شور بسيار از آن ياد مىكنند رفت و آمد داشت ، و به فكر افتاد كه براى هميشه در مرو اقامت كند ؛ بخصوص كه فكر تأليف فرهنگنامه در آنجا و به سال 1218 / 615 ه . براى او پيدا شده بود . به سال 1219 / 616 ه . قصد سفر به خوارزم و بلخ داشت كه از حملهء مغول و سقوط بخارا و سمرقند مطلع شد و به سوى خراسان گريخت و بعضى مطالب علمى خود را به جاى نهاد . در راه از رى و قزوين و تبريز گذشت تا به موصل رسيد و فقير و بىچيز چنان وارد شهر شد كه پيشزى نداشت ، ولى توجّه ابن قفطى ، 25 ( متوفّى به سال 1248 / 646 ه . ) « وزير فيلسوف » سلطان الطاهر بن صلاح الدّين ايّوبى ، فرمانرواى حلب ، 26 به دو فرصت داد كه چند سال روى كتاب خود كار كند و به سال 1224 / 621 ه . متن اوّل آن آماده شد و نخستين نسخهء كتاب را به ابن قفطى پيشكش كرد 27 كه در حلب بر او وارد شده بود . به سال 1227 / 624 ه . بار ديگر سوى فلسطين و مصر رفت و باز به حلب بازگشت و از آغاز ژانويه سال 1228 / 625 ه . پيراستن كتاب را آغاز كرد ، ولى مرگش فرصت نداد ، زيرا به سال بعد يعنى روز بيستم اوت 1229 / 626 ه . در كاروانسرايى به نزديك يكى از دروازه‌هاى حلب به جوار پروردگار رفت و هنوز از پنجاه سالگى نگذشته بود . كتابهاى خود را وقف يكى از مساجد بغداد كرد و دوست خود ابن اثير ، مورّخ معروف ، را به اجراى آن گماشت كه كتابها را به آنجا برد . 28 سال پس از وفات وى ابن خلكان ، مؤلّف معروف شرح حالها ، كه به حلب رفته بود نقل مىكند كه اهل علم هنوز ستايشگوى وى بودند و از فضل و ادبش گفت و گو داشتند . 29 با توجّه به